{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آهو

پارت 16

محمد بود لباسی با دکمه های باز که عضله هاشو به نمایش گذاشته بود و کرواتی که دور گردنش شل شده بود انگار خیلی مست بود

اهو. اقا محمد اینجا چیکار میکنید

محمد. چیه نمی‌تونم پیش زنم باشم

اهو. اقا محمد ترو خدا نکن مگه خودت نگفتی کاری بهم نداری

محمد. تو زنمی یعنی نمیتونم به زنم نزدیک بشم

شروع کرد لباسمو تو تنم پاره کرد و انداخت اونور سو.تینمو باز کرد
و از گردنم شروع کرد بوسه زدن
کاملا بدن هامون چفت هم شده بود منم کاری به جز گریه کردن نمیتونستم بکنم دقیقن مثل اون دفعه

......صبح.....

با صدای لباس پوشیدن محمد بلند شدم

محمد. اهو بلند شو لباساتو بپوش بریم سر میز صبحانه

آهو. چشم

محمد. از این به بعد تو زنمی باهام راحت باش بعد از ظهرم اماده باش بریم بیرون
دیدگاه ها (۱۲)

اهو

آهو

اهو

آهو

اهو

آهو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط